خرید بک لینک
سخت در حال کلنجار رفتن با متن کتابی هستم! Distinction شاید بشه ترجمه اش کرد تمایز از "پیر بوردیو) متن به اندازه کافی سنگین هست که برای فهم هر پاراگراف ناچار بشم دو یا چند بار آن را باز خوانی کنم! اصلن خود Distinctionراچه باید ترجمه کرد؟اختلاف یابی؟ یا شاید تمایز؟یاتفکیک یا تمایز خواهی ؟شاید همان تمایز کافی باشه! بگذریم. به عادت معود موقع خواندن دو تا متکا می زارم زیر سرم و روی تخت دراز می کشم و به نوعی از عالم و آدم غافل می شم! احساس می کنم دستی با ملایمت شانه ام را تکان می ده! از عالم هپروت جملات پیچیده "بوردیو خان "بیرون میام! هان ؟ امیر تیر داد:پدر سوالی دارم؟گفتم بفرمایید ! گفت:ببخش چند بار گفتم سوالی دارم ولی توجه نکردی ناچار شدم شانه ات را تکان بدم! این عادتشه هروقت می خواد چیزی بپرسه می گه:پدر؟سوالی دارم! و من هم می گم بفرمایید پسرم! این بار هم گفتم بفرمایید پسرم! گفت:پدر عسیا مسیح کیه؟ من که هنوز در فکر تجزیه و تحلیل پاراگراف قبلی بودم و دقت چندانی به سوال امیر نداشتم مانند ادمهایی که در خواب حرفی زده باشند گفتم:هان خوب پدر عسیا ؟ مسیح! امیر تیر داد"پددددددر؟! مثل اینکه تازه از خواب بیدار شده باشم گفتم بله پسرم بفرمایید؟ گفت:یعنی شما می گی عیسا فرزند مسیح است؟ من:هان مسیح ؟ پدر؟ والا باور بفرمایید نمی دونم باید از یه کشیش بپرسی ؟آخه پسرم چرا منو خجالت زده می کنی با این

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

از مدرسه امیر تیر داد منو خواستن.اولین بار بود.امیر بچه خیلی آرام و مودب و حساسی ست.استاد پیانویش همیشه می گه این بچه بسیار حساس و خوش قلبه و درسها را سریع می گیره.با یکبار گفتن سخت ترین درسها را یاد می گیره.و راستش در هیچ موردی تا حالا من سخت گیری نکردم و همیشه کارهایش را خودش انجام می ده اگرچه گاهی در آخرین لحظه. مدیر مدرسه می گه امیر دعوا کرده .راستش در این سن من تقرین هر روز دعوا می کردم.البته ته دلم کمی خوشحال شدم که عاقبت نمردیم و یه بار هم دعوای امیر تیر داد را دیدیم! گفتم :امیر که بچه بسیار آرامی ست! حتمن موردی پیش آمده و الا من تا حالا هیچ نشانه خشونتی در رفتار امیر ندیدم! مدیر گفت بله امیر بسیار خوش قلب و جنتلمن و آرام است اما امروز زده فک یکی از همکلاسی هاش را پایین آورده! و من توی دلم قند آب شد. امیر را صدا کردند .آمد.بدون هیچ پشیمانی در چهره و سر بلند. پسرکی که کتک خورد ه بود را هم آوردند.گفتم امیر جان پسرم چرا دوستت را زدی؟ گفت :پدر این آقا هر روز اذیت می کنه .صندلی پشت سر من نشسته و هر و قت که اراده کنه با پشت دست به سرم ضربه می زنه.چند بار بهش گفتم این کار را نکنه ولی مسخره ام کرد. من هم فقط یه "آپر کات"بهش زدم همین! راستش من حالا نگران"آپر کاتهای" بعدی شدم! استاد هنر های رزمی گفته هیچ وقت از فنون رزمی علیه کسی استفاده نکن!تا حالا هم توصیه اش را بکار برده اما بنظر

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:16

صفحه بندی